خرید بک لینک
باسلام این چند سال که موبایل وارد زندگیمون شد خودمون هم باورم نمیشد که بشه جز لوازم بسیارضروری . ارتباطات راحت وآنی شد ، فرزندمون دیرکنه سریع تماس میگیریم حتی اگر معلوم نیست با دوستاش دقیقا کدوم نقطه این کره خاکی هستن ، همین که بگه همین نزدیکیام دارم میام ،خیالمون کلی راحت میشه ، مرتب میشه آمار همسر

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 16:18

سلام سالهای هفتاد اگر دختری دانشگاه ملی قبول نمیشد قررارنبود کلاس زبان ، باشگاه بدنسازی و رقص و ... بره بیشتره به کلاسهای خیاطی و آرایشگری و بافتنی بافی با دستگاه میرفتن تا فامیل دختر جلوی هرخواستگاری کلی پزبدن که آره از هرانگشت دخترمون هزارتا هنرمیباره. سالهای دبیرستان هم درسی به اسم طرح کاد داش

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 16:18

سلام از وقتی که فهمیدم کار قلب علاوه برپمپاژ خون به همه نقاط بدن میتونه کارکردهای دیگه ایی هم ،مثل تنگ شدن و شکستن و سوختن و کباب شدن و عاشق شدن هم داشته باشه ، دور ازچشم همه خاطرخواه هاش ،عاشق حضرت حافظ شدم . حتی اولین هدیه ام به اونی که دوستش داشتم دیوان حضرت حافظ بود . همیشه کنارتختم فالنامه حضرت

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:27

روباه جواب داد: باید خیلی خیلی حوصله کنی. اولش یه خرده دورتر از من ، می گیری این جوری میان علف ها می نشینی . من زیر چشمی نگاهت می کنم و تو لام تا کام هیچی نمی گویی ، چون تقصیر همه سوء تفاهم ها زیر سر زبان است . عوضش می توانی هر روز یک خرده نزدیک تر بنشینی . فردای آن روز دوباره شهریار کوچولو آمد . ر

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:27

سلام، سال 1370 براثرتصادف دچار ضایعه نخاعی شدم سعی میکنم به لطف خداوندتجربیات این مدت زندگیم راباقلمی ساده بنویسم هم درددلی باشه هم تبادل نظری بادوستان قطع نخاع جهت گره گشایی مشکلات زندگیمان .اگرروزی بفهمم که یک کلمه ازاین نوشته هابه درد روزگارکسی خورده اون روزجزروزهای زندگی من بحساب خواهدآمد.ایمیل

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:27

سلام یکی ازدوستان سفارش کرد که چیزی بنویسم وگرنه وبلاگم بسته میشه ، حال کسی ودارم که زورکی میبرنش روی سن ومیگن سخنرانی کن ، کاشکی بیچاره گی اش فقط این بود که نمیدونست میخواد چی بگه اصلا یادش میره که کیه ....راستی آیا کسی دیگه وبلاگ میخونه ؟ایا کسی ازاین محله ها رد میشه ؟؟ داره امتحاناتم شروع میشه

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:27

باسلام صبحی یکی ازدوستانم زنگ زد که چندروز پیش فایل دانشجوی ام ودیدم ، وصایی امامی که گذروندم ودوباره دانشگاه برام ثبت کرده حالا اینترنت ندارم ، چکارکنم بانوو؟؟ گفتم میرم برات می بینم ، خلاصه کاردوستم تموم شد ، حالا مگرمن دست ازاین کامپیوتر ننه مرده برمیدارم همه جاسرک کشیدم ، پیام بسیار خوب یکی از

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:27

سلام حدودا دوسالی هست که رفتم رشته تیراندازی ، اوایل چون نه سانس معلولین داشتیم نه مربی معلولین من توسانس دخترکان سالم میرفتم تمرین وکلی هم به هم انس گرفتیم بااینکه یکسالی هست سانس معلولین داریم بازهم گور پدروابستگی بسوزه که ماجلد همون مربی وسانسم، جالبی این سانس های تیراندازی اینه که از رده سنی یاز

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:27

سلام یکی ازعیوب شهرهای کویری اینه که اگر هرروزهم وسایل خونه رادستمال بکشی به یه چشم هم زدنی یه لایه خاک روی وسایل می شینه، البته من زیاد روی این مساله حساسیتی ندارم ووقتی دیگه خیلی تابلومیشه وباانگشت میشه روی وسایل یادگاری نوشت ،عزمم وجزم میکنم وگردگیری میکنم . البته باویلچر دستم به همه وسایل نمیرس

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:27

سلام پارسال بایکی ازدوستان اهل مطالعه و مدرس روانشناسی ام تصمیم گرفتیم هفته ایی یکبار ازصبح تاظهر، قبل ازاومدن بچه هاش ازمدرسه بریم تویکی ازپارکهای شهروکتاب بخونیم ،جاتون خالی خیلی عالی بود ، کم کم با سردشدن هوا محفل ما ازپارک افتاد توخونه ، حداقل ده پانزده صفحه کتاب و میخوندیم وباهم تجربه میدادیم

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:27

سلام روانشناسان میفرمایند < وقتی مااحساس کنیم خوش شانس هستیم برروی محیط وجهان هستی تاثیرمی گذاریم . فکرما احساس ما وباورهای ماباعث میشود انرزی هایی دردنیا پخش شود که مارابه سمت خوش شانسی هدایت کند . هرانسانی که معتقد است بسیاربدشانس است همیشه بدشانسی می اورد. بسیاری ازاوقات هنگامی که به چیزی مع

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:27

باسلام این چند سال که موبایل وارد زندگیمون شد خودمون هم باورم نمیشد که بشه جز لوازم بسیارضروری . ارتباطات راحت وآنی شد ، فرزندمون دیرکنه سریع تماس میگیریم حتی اگر معلوم نیست با دوستاش دقیقا کدوم نقطه این کره خاکی هستن ، همین که بگه همین نزدیکیام دارم میام ،خیالمون کلی راحت میشه ، مرتب میشه آمار همسر

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:27

صفحه بندی